تبليغاتX
حرفای پرتقالیه ما !
 

سوتیییییییییییییییییییی

سلامممممممممممممممممممممممممممم به دوستای شینگیل مینگیل گوگوری مگوری.خوبید؟ماه رمضونتون هم مبالک.التماس دعا.

ما که حسابی خوبیم یعنی الان آرامش پس از طوفان.خب چه خبر ما نبودیم خاطره بگیم حسابی حوصلتون سر رفت دیگه.عیب نداره به جاش الان با یه سوجه (لهجه دار شد)خنده دار.البته از نظره ما خنده داره دیگه شما رو نمیدونم ا.مدم.ولی بهتر دیدم اسمه این پست رو بذارم سوتی.آخه میخوام یه سری از این سوتی هامونو بگم.

میدونم الان منتظری.خطارو یکی در میون میخونی تا به مطلب برسی ولی من اصولا" تا حرفم تموم نشه ول نمیکنم.یکی دیگه هم هست اگه سوال بپرسم جواب ندی انقدر میپرسم تا بگی یا انقدر میگردم تا پیدا کنم.بذار یه مثال بزنم تا قشنگ روشنت کنم.مثلا":حدودا" 2 یا 3 سال پیش دنبال 2 تا اصطلاح انگلیسی 6 ماه گشتم اخر هم پیدا کردم. حالا دیگه اپ رو بگیم.

 

 

یه روزه سرد زمستون تو یکی از روزای بهمن ماه من و مینو فرداش امتحان عربی داشتیم.خلاصه مینو اومد با من عربی تمرین کنیم اخه عربی مینو ضعیفه عربی من خیلی قویه.(اینو بر عکس بخون).خلاصه ما یه ذره عربی تمرین کردیم تا مامانه من رفت ددر.ما هم درست 3ثانیه بعدش کتاب و دفتر عربی رو بستیم رفتیم سراغ چی؟آفرین یار مهربان کامپیوتر.آقا ما همینطور داشتیم IDهامون رو  میگشتیم که یه نفر ان لاین باشه که دریغ انگار همه رفته بودن خواب زمستونی.دیگه چی بگم به شما خواهرا و برادرا.ما هم با حرص این یار مهربان رو خاموش کردیم و اومدیم اینور.مینو یهو داشت منو تهدید میکرد که اگه یه بار دیگه که من دارم با محمد حرف میزنم تو زنگ بزنی میکشمت.(آخه تلفن مینو اینا خط ویژه اس بعد من همیشه راس ساعت 4:30 خونهء مینو اینا زنگ میزدم چون محمد حدودای 4 زنگ میزد منم وسط حرفشون پارازیت میشدم.دیگه شما هم که این کینگ کنگ آدم نما رو میشناسید که چقدر خشنه)خلاصه گفت میکشمت که یهو یادش افتاد به مامانش بگه اگه محمد زنگ زد بگه بزنگه خونه ء ما.منم که کنجکاو (فضول) میخواستم صدای مشد ممد POTATO رو بشنوم.(من به محمد میگفتم مشد ممد .....).در این میان یهو از بدبختی برق ما رفت.حالا میگی چرا بدبختی؟الان میگم.آخه من با یکی تو نت قرار داشتم .بعد میخواستیم کسی نفهمه به خاطره همین به هیچ کس حتی مینو هم نگفتیم.خلاصه من که دیگه هول کرده بودم .اومدم بگم مینو .......(این نقطه ها اسمه یه بنده خداس) خیلی دمدمی مزاجه از هولم گفتم, خیلی ..... دمدمی مجازه.یهو دیدم مینو داره میخنده.فهمیدم چه سوتی دادم.بعد چند ثانیه این تلفن ما زنگید بعد ما اگه برق نداشته باشیم ID CALLER تلفنمون کار نمیکنه.(خارجیه دیگه.)از اون طرف هم مامانه منم ماهی یه بار به کل دکوراسیون عوض میکنه.اون روز هم عوض کرده بود.تلفن که زنگ زد یهو من شیرجه زدم رو گوشی به خیالم که محمده که یهو تلفن افتاد زمین ناجور.خوبه حالا نشکست.اما دیدم یهو دوست داداشم بود.آخه بچه های 8 ساله با هم چی کار دارن نمیدونم.

 

 

زیاد نوشتم.عیب نداره برو یه چیزی بخور تا من بقیه شو بگم.

 

خلاصه ساعت 5:02   برق ما اومد.حالا من کی قرار داشتم ساعت 5.تا برق اومد عینه جت این یار مهربان رو روشن کردم.کانکت شدم و ID مو SIGN IN کردم.دیدم بله .... ان لاینه.خلاصه برای اینکه مینو نفهمه گفتم مینو یه لیوان آب میاری تا من به دوستم بگم مینو اینجاست نمیشه چت کنیم.مینو جونم که نمیدونم کی فداش شه.رفت شیر اب رو باز کرد نذاشت یه ثانیه اون ابه بره یه کوچولو خنک شه.می پرسی چرا این کارو کرد؟آخه فضولیش گل کرده بود.میخواسته ببینه چه خبره.خلاصه تا مینو یه بشکه آبه جوش رو بیاره من به دوست جونم گفتم که آقا من

نمیتونم چت کنم چون مینو اینجاست.همین که اینو گفتمID مو SIGN OUT کردم .مینو آب رو اورد.چشتون روزه بد نبینه من گفتم بعد از یه سری عملیات سری الزهرا یه لیوان اب خنک میچسبه ولی چه ابی بود .صد رحمت به ابه گرمای سرعین از این خنک تر بود.خلاصه به مینو گفتم مینو تو بیا برو تو ID خودت .خلاصه مینو یه ذره با دوسته من چت کرد و .حالا بعدش که مینو رفت من رفتم که با این دوست جونم چت کنم.هر چی بهش میگفتم بابا .... منم.میگفت نه تو مینویی.دیگه همین.

 

کیف کردی؟بد یا خوبشو خودتون ببخشید.آخه هر دوتا وبلاگ رو باید می اپیدم.این بود که یه ذره بد شد.

 

 

من از این شعره خوشم میومد.بعد از شانسم مینو داشت برام رایت کرد:

دله کوچولو,دله دیوونه               دیگه نرو از خونه

پشیمون میشی,پریشون میشی       نمیدونی دیوونه؟

بیرون از خونه دلا همه سنگ      هر چی می بینی همه رنگ و نیرنگ

 

 

BYE BYE 'TILL NEXT POST


 

نوشته شده توسط lady68 در بیست و دوم شهریور 1386 ساعت 12:25 موضوع | لینک ثابت


2 روز دیگه ..........

سلام ! ! ! ! ! ! !

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای !!!! نترسین سوس ندیدم به خدا !  

۲ روز دیگه تولدمه ! سه شمبه ۶ شهریور !!!!!!!!  

می دونستین <؟؟؟؟؟> نه ؟<؟؟<؟ الناز خوب گوفته بود !   

چقدر خوشحالم ! وای وای !  

راستی بچه ها میلاد حضرت مهدی (عج) رو به تموم شیعیان جهان تبریک میگم !!!!

اینا تقدیم به خودم ! ایشالاه صد سال زنده باشم !

                                    

                                    

                                    

 

 

همتونو دوس دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم !

یه بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوس گنده تقدیم به همه ی دوستای گلم !!!!

خب ! به پایان رسیدیم ! منتظر آپ بعدی باشن ! خیلی توپه !
راستی روز جوونا رو هم بهشون تبریک میگم البته دیروز بود !  اشکال نداره ! مهم اصل کاره !

گفتم ۱۷ سالم تموم میشه میرم تو ۱۸ ! نگفتم دیگه ! حالا که گفتم

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی


 

نوشته شده توسط lady69 در چهارم شهریور 1386 ساعت 17:34 موضوع | لینک ثابت


Leave Me Alone

من نشستم پایینه تخت.مینو روی تحت روبروی من.یهو عینه چی به من یه عکس نشون میده که یکی شاهرگشو زده.اولش یه جوری شدم بعد یهو به خودم گفتم طرف عجب جرئتی ذاره.خوش به حالش.زودی به خودم اومدم به مینو گفتم من کلی از این عکسا دارم.یکی دارم که یکی با تیغ رو دستش نوشته U hate me Or I hate U   تو ذهنم گفتم خب U hate me وگرنه منکه هیچ وقت از تو متنفر نمیشم.خلاصه گفتم غمو ولللش.یه غلطیه که خودم کردم مینو که گناهی نداره هر چند که الانم پشیمون نیستم بابتش.

خلاصه رفتم تو فاز مسخره بازی.

 به مینو گفتم مینو یعنی تو میگی اسون ترین راهه خودکشی چیه ؟گفتم منکه از تیغ زدن میترسم آخه یه کوچولو که میبره آدم ضعف میکنه چه برسه به کله مچه دستم.وووووووووووووووووووووووووی.اوخ.ای.مامااااااااااااااان.

مینو گفت آره بابا چیه اه.گفت گیوتین.

من گفتم ای تا سر منو بذارن اونجا تا اون تیغه هه بیاد پایین من گردنم درد میگیره.هی باید بگم اقا صبر کنید من گردنم رو ورزش بدم.(آخه گردنم خیلی حساسه زود درد میگیره)**بعد من میگم من از اعدام هم بدم  میاد.گاگول میگه همون گیوتینه دیگه.(ای خدا یه عقلی به این بده –یه .... خوب هم به ما)

مینو دوباره هر هر هر شروع کرد به خندیدن.

هی میخنده منم که میگم بچه س .میگم گناه داره بزنمش.هر چند که من زورم به این کینگ کنگ آدم نما نمیرسه.

خلاصه من گفتم مینو خربزه و عسل خیلی خوبه ها.

(یه بار من از بابام پرسیدم که بابا اگه آدم خربزه و عسل بخوره واقعا" میمیره .بابام گفت آره بابا .ولی یه وقت نخوری ها.آخه یه اخلاقی دارم که حتما" جوابه سوالم رو باید بگی وگرنه انقده میپرسم تا یه جوابه خوب بگی.

بعد دوست دارم همه چی رو امتحان کنم.یعنی یه جورایی کنجکاوم(فوضولم) خلاصه بابام هم که فکر کرد این عزیز دردونه اش یکی یدونه اش خل و دیوونش خربزه و عسل بخوره هی سفارش میکرد)

از قرص خوردن هم که جفتمون بدم میاد آخه باید ادم کلی اب بخوره قبل از اینکه بمیره دل درد میگیره!!

 

خلاصه من و مینو به این نتیجه رسیدیم که خربزه و عسل بهتره.

حالا شما چی فکر میکنید. کدوم بهتره ؟

بای بای تا اپه بعدی!!

 

 

خداحافظ دیگه رفتم

پا یان ثانیه منم

هر جایی ساعت ببینم عقربه هاشو میشکنم

                                                حتی نشد واسه یه بار من بدی هاتو خوب کنم

          خورشید رو کشتم تا دیگه من به جات غروب کنم

 

                                                                      دل می سوزه....

   

 

عکسا بزرگه.اگه خواستید سیو کنید


 

نوشته شده توسط lady68 در بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 19:30 موضوع | لینک ثابت


قرو قاطی !


سلام صلام ثلام ! ۱۰۰ تا سصثلام !

من خوبم . مرسی . چه خبر ! نوبته منه که آپ کنم اولن نوبت من میشه عزا می گیرم که چی بنویسم دومن حال و حوصله ندارم سومن به این دلیل انگیزه ی نوشتن را از دست داده ام که یه مطلبه توپ و کرکر خنده نوشته بودم پرید ! آقایی که شما باشی یک زده حالی خوردم ! که نگو و نپرس ! به قولی ... خوردم ! ( کنایه از بسیار ضایه شدن در کاری ! )

خب ! چی بنویسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسم !///.......

راستی بچه ها یه عادتی جدیدان پیدا کردم  ! اگه گفتیییییی ! خودم می گم ! جدیدانا حوصله م سر میره یا بیکارم یا می خوام فکر کنم یا یه چیزی می خوام میرم تو در یخچال وا میستم ! که فریاد ( اربده  ) مامانم که نوای دل نشینی دارد به گوش می رسد ! :::

- اون بی صاحابو ببند ! ( یا ) - ببند اون کمدو !

مامانم به یخچالمون لقب کمد داده ! جالبه نه ؟؟؟ من که نمی دونم چرا !


واااااااااااااااااای بچه ها ! دیشب رفته بودیم پارک ! تو پارک داییم با چند تا ماشین دیگه کل شماعی زاده ( ملقب به حسن خر صدا ) گذاشته بودن ! اینقدر من خندیدم داشتم دیوونه میشدم ! یه پسره هم پا شده بود داشت جواتی می رقصید واویلا !  


دیروز رفتم مانتو خریدم ْ!!!!!!!!!!!! نمیدونی ! چه جیگری میشم که ! الناز کثافت می گه مانتو اندازه ی تنت بود ؟؟ گفتم آره ! برو بد بخت یه فکر به حال خودت بکن که مانتو به تنت نیسس  خوب گفتم ؟؟؟


منم جدیدان از گربه ها بدم اومده !  خیلی بی شورن  نفهما !  ولی این یکی اینا یه دونن به مولا !


بچه ها گفتم دستم جر خوردههههههههههه ؟؟؟  این هوا ! تازه دردم می کنه ! پریشب می خواستم یه چیزی از تو فایل بر دارم کشو رو تا آخر کشیدم بیرون داشت بر می گشت روم !  از ترس کشو رو سری دادم تو اومدم پا شم برم دستم کشید به لبه ی سینک ظرفشویی ! از اینجا تال اونجا جر خورد به مولا !  عین این خلاف کارا هستن جر وا جرن !


چند تا عکس باهال ! حالیشو ببرین ! ::::::::::::::

باییییییییییییییییییییییییییییییی ! تا آپ بعدی !

 


 

نوشته شده توسط lady69 در بیست و ششم مرداد 1386 ساعت 19:15 موضوع | لینک ثابت


آخرین زنگه .....

اه ترو خدا ببین تو این گرما زنگه آخر چه ما رو گیر آورده اسکلمون کرده.خیر سرش آخه بگو  زنیکه ء چاق این آرایه چی داره که میخوای دوره کنی.من از امامزاده حسن کوچه جعفر جنی لباس میخرم از تو که خونه ات قیطریه س شیک تره. سلیقهء لباست که این باشه ببین شوهرش چه شکلیه.مهم نیست.اصلا" به من چه مهم اینه که من با چشمه باز انتخاب میکنم.ای ترو خدا ببین چه گیری داده.جون مادرت بیخی بابا.وای این جعفریه بیچاره رو برد.

اصلا" بذار جو کلاس رو عوض کنم.این مینو هم که داره دوباره به جا مدادیه من دستبرد میزنه.ولی حیف که بچه زدن نداره وگرنه جیزش میکردم.

ای بابا یکی پاشه این معلمه رو ساکت کنه.حاضر بودم الان یه گربه ببینم ولی این دیگه فک نزنه .آخه من نمیدونم دیگه تضاد و جناس چی دارن.

آهان حالا فهمیدم بذار عکسشو بکشم.وای کاغذ ندارم آخه امروز هتل اومدم مدرسه.عین این خارجیا.خب عیب نداره رو میز میکشم.

5 دقیقهء بعد:

- الناز(با خنده مینو رو صدا میکنه):مینو-مینو-مینووووووووووووووووووووووو-مینو ارسلان به بخش ناشنوایان.

- مینو:هان؟

- الناز:بی ادب هان نه بله.رو میز رو نگاه کن.فقط جون .... آروم که طوسی نفهمه.

مینو هی داره میخنده.

- الناز: مینو جونه عمت انقد ضایع نخند.

اه عجب غلطی کردم نشونش دادم.الان اگه طوسی ببیینه یبرونم میکنه.نمرهء مستمر هم که دیگه هیچی.

- الناز:اصلا" مینو دیگه نبین الان پاکش میکنم.بذار به همهء بچه ها نشون بدیم.

10 ذقیقه بعد که دیگه الناز خودشم داره عینه چی میخنده. به مینو میگه:مینو باحال شد ؟

مینو دوباره میخنده.

یهو این النازه گوگولیه خوشگل کاغذ رو بر میداره برمیگرده.همین که آزاده کاعذ رو دید زد زیره خنده و فوری زهرا رو صدا کرد به 2 دقیقه نکشید حدودا" 8 نفر زدن زیره خنده و از ردیفای دیگه پیغام میومد که الناز گور به گور چی کار کردی.به هر طرف برگه رو نشون میدادند.اون طرف از خنده منفجر میشد.

حالا میخوای بدونی این چیه؟میدونم فضولیت گل کرده.

این عکسه میگه این چیه!!!!!ببین.

 

سلام.خوبید شما ؟

منم بد نیستم.خب اول باید بگم که اینی که خوندید البته اگه به خودت زحمت دادی خوندی زنگ آخر از آخرین روز اردیبهشت که ما سر کلاس بودیم.اگه من زیاد مثله مینو نمیتونم خنده دار بنویسم باید ببخشید و کمکم کنید تا بهتر شم.هر چند که اینم از سرتون زیادیه.آره با توام.

راستی با منم میتونید شوخی کنیدومنم با شوخی بد جور پایه ام.

 

دیگه خیلی حرف زدم.باااااااااااااااااااااااااااااااااای!!


 

نوشته شده توسط lady68 در بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 18:33 موضوع | لینک ثابت


یه پست پرتقالی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام ! این اولین پست پرتقالیه منه ! می خواستم خیر مقدم بگم به خودم ! گفتم ! گوش شنوا میخواد! خب حاشیه بسه ! دیگه هرچی بیاد دستم میگم ! پس تا آخرش بخون !

خب از الناز شرو میکنم . اون جوری که النازو خودم میشناشم میگم تا بدونین ! :

الناز یه آدم غد و مهربونه ! خیلی می خواد خودشو سنگدلو بی احساس نشون بده اما خیلی خیلی مهربونو بااحساسه ! خدا وکیلی اولین دختریه که مثه خودم می مونه و من این همه باهاش دوست بودم. منو الناز نقطه ی مشترک زیاد داریم . مثلن هردومون عاشق ولگردی ، اینترنت ، خرید ، شلوار لی ، بریتنی هستیم از همه مهمتر اینه که من و الناز زیاد از جنس خودمون خوشمون نمی یاد.خودمونو از اونا جدا می دونیم . نه اینکه همه بد باشنا ! نه ! ولی زنده باد هرچی پسر باحاله !

در ضمن عین سگ از گربه می ترسه !  هو مسخره نکنینا !

از خودم بگم !

نمی دونم ! هر چی بگم تعریف از خود میشه ! بذار النازو بقیه نظر بدن ! اتفاقن یکی از بچه ها هستش بپرسم ! چند دقیقه ! صبر کنید !

ـ به نظرت من چه جور آدمی هستم ؟!

ـ نمی دونم ! چطور ؟

ـ بگو می خوام !

ـ *( چیزای بد گفت ! از نوشتن این کلمات رکیک معذوریم ! )

ـ جدی بگو !

بعد از کلی التماس گفت !

ـ احساساتي ساده البته يك كم هم معرفت داري ولي زود هم ناراحت ميشي يك كم هم اخلاقت تخميه البته از يك كم بيشتر ادعات البته زياد ميشه ولي راحت ميشه گولت زد ولي من تحملت ميكنم شايد ديگران تحمل نكنن محبت بهت بكنن سرت ميشه بعدا جبران كني احساس هم ميكني كلي گنده لاتي *يك كم هم با معرفتي !

ممنون از این دوست عزیز که رک و پوس کنده رید به ما ! شوخی کردم ! دستش طلا ! حالا بقیه بدان تو نظرات بگن .

یه خبرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر مهممممممممممممممممممممممممم !

بچه ها من دیگه تنهایی میرم دشویی !  باحاله نه ؟؟! البته شباها ! قبلن یه ذره هوا تاریک میشد سکته می کردم برمم بیرون دشویی ! مامانمم باید باهام میومد !  تازه با جیغ و ویغ می رفتم تو که میترسم ! الآن شبا میرم دشویی چراغونی میکنم از نقطه ی شروع حیات تا چاه دشوییرو وارسی می کنم !!! بعد میرم ! دیگه بقیش بده !  مامانم گفته نگو زشته ! آدم نباید سر سفره ی غذا جزییات جیششو برای همه تریف کنه که !

خب من از سوسک میترسم النازم از گربه ! به کسی نگینا ! بین خودمون باشه !

قشنگه ؟؟ خودم کشیدم ! میگن نقاشیم 20 است ! همینطور املام !

راستی من عشقه گوشیم ! از اینا :

در ضمن ازآهنگای رپ خیلی خوشم میاد !

اصلن به شما چه دارم شناسنامه میدم !

بسه خسته شدم @! خدافز ! بوسسسسسسسسسسسسس بایییییییییییییییییییییییییی

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط lady69 در بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 0:4 موضوع | لینک ثابت


WELCOME TO OUR WEBLOG

سلام.خوبید شماها؟
ما که خوبیم یعنی داریم با خوب و بد زندگی میگذرونیم اگه این بچه ها بذارن که نمیذارن.

زمستون باید به فکر درس و مشقشون باشیم.تابستونم به فکره کثیف کاریاشون.اه بیا الان با شلوار خاکی اومده تو خونه.مادر مرده انگار نه انگار که الان این سرامیکا رو دستمال کشیدم.شبم باید به فکر این بابای بچه ها باشیم که میوه و شامش به موقع باشه..خلاصه که دیدیم با مینو اصلا" نمیشه به خودمون برسیم.خلاصه سر و چشماتون رو درد نیارم.گفتیم این وبلاگ رو بزنیم.آخه ما انقدر تو دوران دبیرستان خاطراته شیرینی داشتیم.هیییییییییییییییییییییییی.یادش بخیر.الان چی! هی بشور و بساب.

همهء اینا شوخی بود.جدی نگیر.با تو هستما.میگم جدی نگیر.

دوباره سلام.من الناز هستم متولد۱۲/۸/۶۸ با مینو دوستم متولد ۶/۶/۶۹این وبلاگ رو زدیم تا یکم بخندیم.میدونم الان اون حسه فضولیت گل کرده و میخوای بدونی ما کی به کی آپ میکنیم.ولی منکه نمیگم تو خماریش بمون.

حالا دیگه میله خودته میخوای بیا.میخوای نیا.ولی بهت قول میدم اگه نیای سرت کلاه میره.نیایی هم مهم نیست.به خدا راست میگم.من بیفتم این ارازل و اوباش بمیرن راست میگم.


 

نوشته شده توسط lady68 در نوزدهم مرداد 1386 ساعت 11:14 موضوع | لینک ثابت